X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
شنبه 6 خرداد‌ماه سال 1391

تفسیر فروید در مورد رسم پدر کشی برام جالب بود.
هیچ عشقی حقیقیتر از عشق فرزند به مادر و مادر به فرزند نیست. گرچه حب دیگران در قلب رو میتونیم  به مشابه حباب در نظر بگیریم. حباب هایی که هر کدوم جایگاه خودشون رو در قلب دارند و از بین بردن هر کدوم نباید سبب افزایش حجم حباب حب دیگری شود. اما خوب، مادر حباب بزرگترین است.
عشق به مادر و خواستن اون فقط برای خودمون، رسم پدر کشی رو تا سالیان سال نزد انسان جاویدان کرده بود. کسب قدرت او و حمایت از مادر برای انسان تنها دلیل پدر کشی بوده . حتی تو جوامع انسانی کنونی.
لعنت به تموم این حرفها و نوشته ها. لعنت به تو. لعنت به انسانیت پستی که فکر می کنه اشرف مخلوقاته و مغرور از دانش های پوچ و پوشالی که هنوز مونده در یک خم ابرو.
آخرین باری که به خودم قول دادم  از دنیای عرفان به دنیای فلسفه بپرم  روی تخت های کثیف و چرکین درد های یه بیمار روانی بود. شماره ۷۲ بیمارستان روزبه. همون روز ها بود که فکر می کردم انقدر اراده ی یک مرد باید قوی باشه که بتونه فراموش کنه گذشته ی خودشو. یا شاید کنار بیاد با ذات پلید انسان های دور و برش.
اما سخته. اگر چه هنوز به گمانم شدنی هستش. پستی ذات انسان وصف ناشدنی تر از حماقت اونه. اما روابط کاملا مشخص و همیشگیه. قدرت. قدرت. قدرت. حتی قدرت مقابله با نفس. مقابله با خواسته های انسانی. خواسته هایه شهوانی انسانی.
به عارفی می گفتم تو عارفی یا هوس باز. اون مرد ۳۵ ساله که با دختر ۱۴ ساله تو خیابون لاس میزنه  و برای یک لحظه تو آغوش گرفتن عروسک جدید و کوچیکش، امید به زندگی داره با عارفی که سالیان سال یاهو می گفت تفاوتی نداره.
روشن تر از اینه  که توضیح زیادی بدم. مادربزرگم وقتی نماز میخونه، جز به فکر خود به فکر چیز دیگه ای نیست. برای ثواب میخونه؟ ثواب برای بدست آوردن بهشت؟ برای بدست آوردن حب خدا؟ برای اینکه اون فکر میکنه حب خدا یعنی بهترین جایگاه برای خود. مرد ۳۵ ساله هم فکر میکنه تو آغوش گرفتن بدن باکره ی کودک ۱۴ ساله بهترین جایگاه برای اونه. من تنها کلمه ای هستش که انسان هر روز براش تلاش می کنه. حتی تو ای دوست مومن من
از جهان بی پایه ی شما متنفرم. همش برای خودتون. موسیقی رو به من بدید، سیگار اثر نمی کند بدون آن.