X
تبلیغات
زولا
سه‌شنبه 9 اسفند‌ماه سال 1390

ولش کردم،ولم کرد،همدیگرو ول کردیم..
ولی دیگه داغون نیستم،انیبار من بردم،دیگه مهم نیست چیکارا براش کردم،چقدر دوستش داشتم،غم دوریش خرابم کرده،هیچی نیست برام،دیگه نمیزارم فکرم خراب بشه با خاطراتش،وقتی اینطوری شد فهمیدم چقدر وقیحه؛فهمیدم لیاقت هیچیو نداشت الانم بخواد برگرده من نیستم..

چقدر خوبه تا وقتی با یکی هستی بتونی بهش محبت کنی ولی موقعی که اوضاع خراب شد و طرف شخصیتشو نشون داد بتونی راحت ولش کنی..

روزی که یکی کارشو باهاش کرد و پاشید تو صورتش و ولش کرد یاد من میفته که همه کار براش کردم و چیزی ازش نخواستم.