یکشنبه 22 بهمن‌ماه سال 1385

چقدر سخته تو چشمای کسی که قلبتو بهش دادی و به جاش یه زخم همیشگی به دلت داده، زل بزنی و به جای اینکه لبریز از نفرت بشی حس کنی هنوزم دوسش داری و دیوونشی چقدر سخته که دلت بخواد سر تو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه ی وجودت له شدهچه قدر سخته که تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی ولی وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی چقدر سخته که وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه

 

مریم